زندگینامه

English

حسین خواجه امیری، که به‌صورت حرفه‌ای با نام ایرج شناخته می‌شود، خواننده موسیقی سنتی ایرانی است.

به ایرج لقب «پهلوان آواز» داده‌اند و او در میان طرفدارانش با این نام شناخته می‌شود. محمدرضا شجریان درباره او گفته بود: «صدای ایرج در تاریخ آواز ما یک معیار و یک استاندارد است. هر وقت کسی بخواهد صدایی را در بالاترین سطح توانایی آواز توصیف کند، می‌گوید صدایش شبیه ایرج است.»

پیش از انقلاب ایران، ایرج علاوه بر اجرای موسیقی سنتی ایرانی و حضور در برنامه‌های مشهور رادیویی گل‌ها، برای فیلم‌های تجاری ایرانی نیز ترانه می‌خواند. او پدر احسان خواجه امیری، خواننده و آهنگساز، و الیکا خواجه امیری، نوازنده، است.

دوران کودکی و جوانی

حسین خواجه امیری در تاریخ ۰۹/۰۴/۱۹۳۴، خالد آباد از توابع شهرستان نطنز استان اصفهان در خانواده‌ای هنری به دنیا آمد. پدربزرگش، ملا میرزا، خواننده‌ای نامدار در دوران سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار بود. پدرش، نعمت‌الله، که صدایی زیبا و قدرتمند داشت و با سنت ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا بود، از سنین پایین به‌طور گسترده او را آموزش داد.

در همان زمان، حسین در مراسم تعزیه نیز شرکت می‌کرد و از تعزیه‌خوانانی که با ردیف و دستگاه‌های گوناگون موسیقی کلاسیک ایرانی آشنایی داشتند، موسیقی آوازی می‌آموخت.

پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی، به تهران رفت و در یک مجلس خصوصی با حمید وفادار، برادر آهنگساز نامدار مجید وفادار، آشنا شد. حمید وفادار پس از شنیدن آواز چشمگیر ایرج در آن مجلس، او را به موسیقی‌دان بزرگ ایرانی و استاد آواز ابوالحسن صبا معرفی کرد.

در سال ۱۹۴۷، ایرج شاگرد ابوالحسن صبا شد و دو سال پیاپی نزد او به تحصیل پرداخت و دانش موسیقی خود را بیش از پیش گسترش داد. صبا سپس او را به ابراهیم منصوری، مسئول نظارت بر رادیو ایران، معرفی کرد. از آنجا که ایرج از سوی صبا معرفی شده بود، نیازی به شرکت در آزمون صدا نداشت.

از آن پس، ایرج همکاری خود را با ارکستر ابراهیم منصوری آغاز کرد و در برنامه‌های متعددی به اجرا پرداخت. بعدها، در سال ۱۹۵۰، در دانشکده افسری پذیرفته شد. او در آنجا نیز هر جمعه شب از ساعت ۷:۳۰ تا ۸ در برنامه رادیویی ارتش، با همراهی ارکستر محمدعلی بهارلو، اجرا می‌کرد.

در سال ۱۹۵۱، اکبر گلپایگانی و جمشید مشایخی، که هر دو از چهره‌های نامدار هنر موسیقی و سینمای ایران بودند، نیز در دانشکده افسری پذیرفته شدند. در همین دوره بود که دوستی نزدیکی میان ایرج و گلپایگانی شکل گرفت؛ دوستی‌ای که سال‌های بسیاری ادامه یافت.

نام واقعی ایرج حسین بود، اما به دلیل مقررات و محدودیت‌های نظامی، هنگام اجرای برنامه‌های هنری و موسیقی نمی‌توانست از نام واقعی خود استفاده کند. بنابراین نام هنری «ایرج» را برگزید که نام برادرش بود.

بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۷، او با ارکسترهای مختلفی از جمله ارکسترهای ابراهیم منصوری، عبدالله جهان‌پناه، محمدعلی بهارلو، نصرالله زرین‌پنجه، مهدی خالدی، جواد لشکری، بزرگ لشکری و دیگران همکاری کرد.

موفقیت ایرج ادامه یافت و در سال ۱۹۵۷، داوود پیرنیا، بنیان‌گذار برنامه افسانه‌ای رادیویی گل‌ها، از او دعوت کرد تا به این مجموعه مشهور بپیوندد. ایرج در نخستین همکاری خود با این برنامه، «برگ سبز شماره ۴۳» را در دستگاه شور–ابوعطا، با همراهی علی تجویدی، فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح، اجرا کرد. از آن زمان به بعد، همکاری او با برنامه‌های گل‌ها ادامه یافت.

ایرج علاوه بر اجرای برنامه‌های مختلف رادیویی، خود را وقف خواندن ترانه‌ها و قطعات آوازی برای فیلم‌های ایرانی نیز کرد. بسیاری از بازیگران برجسته، از جمله محمدعلی فردین، منوچهر وثوق و رضا بیک‌ایمانوردی، در صحنه‌های فیلم با صدای او لب‌خوانی می‌کردند. نخستین فیلمی که ایرج در آن ترانه‌ای اجرا کرد «روزنه امید» به کارگردانی سردار سگر بود که ترانه‌های آن را جواد لشکری ساخته بود.

در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲ هجری شمسی)، ایرج دو ترانه جدید با آهنگسازی عباس تجویدی ضبط کرد. این ضبط‌ها هنوز به‌صورت رسمی منتشر نشده‌اند.

همکاری ایرج با استادان موسیقی

ایرج تعداد بسیار زیادی اثر خوانده است؛ چه در قالب تصنیف‌ها و ساخته‌ها، چه تنظیم‌های سازی و ارکسترال، چه ترانه‌هایی که در برنامه‌های مختلف رادیویی اجرا شده‌اند و چه ضبط‌هایی که روی صفحات گرامافون انجام گرفته‌اند. تعداد دقیق آن‌ها مشخص نیست و ممکن است به حدود هزار اثر نزدیک باشد. اگر اجراهای او در برنامه‌هایی مانند «برنامه پرواز یخچی»، گل‌ها و دیگر برنامه‌ها را نیز در نظر بگیریم، این تعداد حتی بیشتر می‌شود. بنابراین مجموع اجراهای او در برنامه‌های گل‌ها به‌تنهایی ممکن است بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ اجرا باشد، افزون بر آثار متعدد دیگری که ضبط کرده است.

از جمله موسیقی‌دانان و آهنگسازانی که ایرج با آنان همکاری کرده، برخی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقی ایران، از جمله جلیل شهناز، حسن کسایی و دیگران، بوده‌اند. در صفحات بعد، منتخبی از این همکاری‌ها و آثاری که حاصل آن‌ها بوده‌اند معرفی می‌شود.

همکاریهای منتخب

همکاری‌های شرح‌داده‌شده در این بخش، گستردگی روابط هنری ایرج با موسیقی‌دانان برجسته نسل خود را نشان می‌دهد. همکاری او با نوازندگان و آهنگسازان، طیف گسترده‌ای از دستگاه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی و قالب‌های آوازی را دربر می‌گرفت.

از جمله همکاران مهمی که در این بخش از آن‌ها نام برده شده، علی تجویدی، مهدی تاکستانی، فضل‌الله توکلی، عطاالله خرم و دیگر چهره‌های برجسته موسیقی ایران هستند. این همکاری‌ها هم شامل ضبط‌های رادیویی و اجراهای خصوصی بود و هم آثاری را دربر می‌گرفت که بعدها بخشی از کارنامه ماندگار ایرج شدند.

آثار با علی تجویدی

همکاری ایرج با علی تجویدی به خلق چندین اثر مهم انجامید. یکی از نمونه‌های قابل توجه، آهنگی از تجویدی بر روی شعری از مهدی سهیلی است.

اثر دیگر، یک اجرای آوازی در دستگاه سه‌گاه است که در آن ایرج می‌خواند و علی تجویدی با ویولن او را همراهی می‌کند.

آثار با مهدی تاکستانی

مهدی تاکستانی، نوازنده تار، ایرج را در بسیاری از اجراهای آوازی او همراهی کرد. از جمله این آثار می‌توان به «ناله‌ای بشکفت از پاییز چون بهار» در بیات ترک و «مژده وصل» بر اساس شعری از حافظ، در آواز افشاری، اشاره کرد که در آن بخش عراق دستگاه نیز حضوری برجسته دارد.

اثر آوازی دیگری که با همکاری تاکستانی و عماد خراسانی شکل گرفت، «همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود» است. این اجرا شامل مدگردی از ماهور به شور است.

آثار با فضلالله توکلی

ایرج همچنین آثاری با فضل‌الله توکلی داشت که بیشتر آن‌ها به دوره پس از انقلاب تعلق دارند و در بخش‌های بعدی کتاب به آن‌ها اشاره شده است. پیش از انقلاب، ایرج و توکلی در سه برنامه گل‌های تازه، از جمله برنامه‌های شماره ۹۴، ۸۸ و ۱۴۶، با یکدیگر همکاری کردند.

آثاری مانند «چلچله»، «گفتی»، «صدای خسته» و «بیگانه» نیز از جمله آثار مشترک ایرج و توکلی هستند.

این دو هنرمند همچنین اجراهای خصوصی بسیاری با یکدیگر داشتند. یکی از نمونه‌ها، یک اجرای خصوصی در اصفهان بود که چند موسیقی‌دان دیگر نیز در آن شرکت داشتند.

آثار با عطاالله خرم

ایرج با عطاالله خرم در آثاری از جمله «دل غمگین» در یک فرم و ریتم عربی و «طلوع جدایی» که آن نیز با یک فرم ریتمیک عربی مرتبط است، همکاری کرد. در اجرای دوم، بمبداد جویباری همراهی را بر عهده داشت.

خرم همچنین با ایرج در «گل و لاله» با شعری از بهادر یگانه و «عشق آموختنی نیست» همکاری کرد.

آثار با همایون خرم

همکاری ایرج با همایون خرم شامل یک اثر آوازی ارکسترال با عنوان «میرم» با شعری از علی شیرازی؛ «خدایا» با شعری از شیرازی، در دستگاه دشتی؛ «یوسف گمگشته» بر اساس غزلی از حافظ؛ و تصنیف–قطعه آوازی «خلوت‌نشین» بر اساس شعری از حافظ و در دستگاه شور، در قالب مجموعه‌ای از برنامه‌های موسیقی ایرانی، بود.

تصنیف «دوستی» از فیلم «کوچه مردها» نیز از جمله آثاری است که با همکاری ایرج و همایون خرم مرتبط است.

آثار با انوشیروان روحانی

انوشیروان روحانی نیز همکاری‌های متعددی با ایرج داشت. از جمله این آثار می‌توان به «عاشقم، بی‌طاقتم» با شعری از جعفر پورهاشمی؛ «لبخند دنا» با شعری از بهادر یگانه، در افشاری؛ «سوز دل» با شعری از بهادر یگانه، در همایون؛ «تنها شدم» در دشتی؛ و «دور از تو دارم» با شعری از جعفر پورهاشمی، در افشاری، اشاره کرد.

از دیگر آثار روحانی و ایرج می‌توان به «بلایت به جانم»، «عشق و مستی»، «تا کی» و «دیگر طی شد انتظارم» اشاره کرد. ایرج همچنین قطعات آوازی در دیلمان، شوشتری و گیلکی/گرایلی اجرا کرد که هر سه بر روی صفحات گرامافون منتشر شدند.

آثار با ابراهیم سرخوش

ابراهیم سرخوش، نوازنده نامدار تار که همراهی تارِ آوازهای حفظ‌شده خواننده مشهور دیباج خوانساری را بر عهده داشت، برای ایرج نیز ترانه‌ها و تصنیف‌هایی ساخت.

از جمله این آثار می‌توان به «هوس‌های بهاری» با شعری از تیمورتاش، در بیات اصفهان، و «یادگار» با شعری از ابوالقاسم حالت، در دستگاه شور، اشاره کرد.

آثار با جلیل شهناز

همکاری ایرج با جلیل شهناز مجموعه قابل توجهی از اجراهای آوازی پرتحرک و قدرتمند را به جا گذاشت. نمونه‌های بسیاری از آوازخوانی ایرج در مرکب‌خوانی با شهناز وجود دارد.

یکی از این نمونه‌ها در گل‌ها شماره ۵۵۹ب دیده می‌شود که ایرج ابتدا قطعه‌ای آوازی در ماهور اجرا می‌کند و سپس به ابوعطا مدگردی می‌کند. شعر از خاقانی است و با خطاب به دل آغاز می‌شود.

اجرای دیگر «تو صبحی و من شمع خلوت سحرام» بر اساس شعری از حافظ، در ماهور است. یک اجرای آوازی در سه‌گاه بر روی بیت «گرچه دل خسته و درمانده شدم» نیز از دیگر آثاری است که با شهناز مرتبط است و با همراهی تاکستانی و حسین صمدی با ویولن اجرا شده است.

آثار آوازی دیگری نیز در بیات ترک و گرایلی، از مجموعه دستگاه شور، اجرا شده‌اند.

ایرج همچنین با سنتورنواز نامدار رضا ورزنده همکاری داشت که نام او نیز در میان نوازندگان مهمی که با ایرج کار کرده‌اند، ذکر شده است.

آثار با فرهنگ شریف

فرهنگ شریف، یکی از دوستان نزدیک ایرج، در آثاری مانند «چوپان» و «قصر زرین» با او همکاری کرد؛ همچنین در اجراهای آوازی از جمله «چون است حال بستان، ای باد نوبهاری» در افشاری؛ «همای اوج سعادت به دام ما افتاد» بر اساس شعری از حافظ، در چهارگاه؛ «کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را» بر اساس شعری از فروغی بسطامی، در بخش خسرو و شیرین از مجموعه ابوعطا؛ و «سپاس و شکر به یزدان را که یار غمگسار آمد» در ماهور، با او همکاری داشت.

«یار اگر جلوه کند، دادن جان این همه نیست» یک اجرای آوازی در ماهور است که فرهنگ شریف در آن تار می‌نوازد و محمد موسوی نی می‌نوازد. غزل از حافظ شیرازی است.

آثار با حسین صمدی

در میان آثار متعددی که ایرج در گونه‌های مختلف اجرا کرده، ساخته‌هایی از حسین صمدی نیز وجود دارد. از جمله «پرنده» در شور؛ «ستاره‌های شب من» با شعری از محمدعلی بهمنی؛ «با تو می‌شه ستاره‌ها رو شماره کرد» با شعری از حسین منزوی، در نوا؛ و تصنیف «ستاره‌ها» که آن نیز بر اساس شعری از حسین منزوی است.

آثار با حسن کسایی

همکاری‌های ایرج با حسن کسایی عمدتاً در برنامه‌های گل سبز بود، از جمله برنامه‌های گل سبز شماره ۲۲۰، ۲۲۵، ۲۴۱ و ۲۴۴، و همچنین در یکی از برنامه‌های «یک شاخه گل».

حسن کسایی همچنین در یک مجلس خصوصی موسیقی در منزل علی نقشینه با ایرج همکاری کرد. در آن اجرا، علی تجویدی ویولن و جلیل شهناز تار می‌نواختند و ایرج شعری از عماد خراسانی را در سه‌گاه خواند.

آثار با جواد لشگری

جواد لشگری نیز برای ایرج آثاری ساخت. از جمله آثار مرتبط با او قطعاتی بر اساس اشعار مینو صابری هستند؛ از جمله «بیگانه از عشق» در دشتی، همچنین «غزل ستارگان» و «نور سحری» در ماهور.

آثار با اسدالله ملک

از جمله آثار ایرج با اسدالله ملک، یک اجرای آوازی در شور بر اساس شعری از مولاناست که با تصویر رسیدن اندیشه‌ای زیبا آغاز می‌شود. اثر دیگری که آن نیز با مولانا مرتبط است، در بیات اصفهان اجرا شده است.

ایرج همچنین «هر دو چشمم جای پای تو» را در دشتی اجرا کرد. اجرای دیگری یک قطعه آوازی ریتمیک است که با یک فرم ریتمیک آغاز می‌شود و سپس به‌صورت آواز در مخالف سه‌گاه ادامه می‌یابد.

«من که دیده به دیدار دوست کردم باز» غزلی از حافظ است که در شوشتری و بیداد، از مجموعه دستگاه همایون، اجرا شده است.

«اگر باد صبا ز کوی تو پیامی خوشبو برایم بیاورد» نیز از دیگر همکاری‌های به‌یادماندنی اسدالله ملک و فرهنگ شریف است که در دشتی اجرا شده است. پیش از آن «گریه لیلی»، یکی از ساخته‌های مشهور ملک، اجرا شده بود.

ایرج همچنین تعدادی از آثار کمتر شنیده‌شده را اجرا کرده است. از جمله «صبا بگو به…» در بیات اصفهان و «روز یکسو شد و ابر برخاست» غزلی از مولانا، نیز در بیات اصفهان. این اجرا به دلیل شیوه برخورد ایرج با بخش‌های ملودیک و نحوه بیان شعر متمایز است.

سنتورِ یکی از این اجراها را مجید نجاحی نواخته است. یک قطعه آوازی ریتمیک دیگر در مخالف سه‌گاه، بر اساس شعری از مهدی سهیلی، با سنتورنوازی منصور صارمی اجرا شده است.

«امروز امیر میخانه تویی تو» بر اساس شعری که با عبارت «تو پناه مستانی» آغاز می‌شود، یک اجرای آوازی ریتمیک در همایون است که پس از آن بخش آوازی ادامه پیدا می‌کند.

اجرای قابل توجه دیگر، قطعه‌ای آوازی در مخالف سه‌گاه با عنوان «ساقی، ای لب‌های تو جام شراب» است که اسدالله ملک در آن ویولن می‌نوازد.

ایرج همچنین غزل مشهور با مطلع «عاشقم بر همه عالم که…» را در شور خوانده است.

آثار با اسفندیار منفردزاده

کار اسفندیار منفردزاده با ایرج از این جهت بسیار قابل توجه است که منفردزاده به سبکی موسیقایی کاملاً متفاوت از رپرتوار سنتی ایرانی شناخته می‌شود، در حالی که قطعه مورد نظر در دستگاه دشوار چهارگاه اجرا شده است.

«شمع و گل و پروانه» با شعری از کریم فکور یکی از این آثار است. ایرج این ترانه را در چهارگاه با صدایی قدرتمند و بیانگر اجرا می‌کند و در آن از تحریرهای آوازی بسیار زیبا و کنترل‌شده استفاده شده است.

از دیگر آثاری که منفردزاده برای ایرج ساخت می‌توان به «مکان» با شعری از پرویز افشارپور، «دختر دریا» با شعری از عبدالله الفت، «نفرین» با شعری از بمبداد جویباری و «قایقران» اشاره کرد.

شایان توجه است که منفردزاده معمولاً با دنیای موسیقایی کاملاً متفاوتی و با خوانندگانی مانند فرهاد، فریدون فروغی و داریوش اقبالی شناخته می‌شود. بنابراین همکاری او با ایرج نمایانگر برخورد جالب دو رویکرد متفاوت موسیقایی است.

آثار با محمد میرنقیبی

میرنقیبی علاوه بر آثاری که برای برنامه‌های گل‌ها ساخت، قطعات دیگری نیز برای ایرج ساخت. از جمله «عروس شب» با شعری از دکتر نیرسینا؛ «نقش گناه» با شعری از ابوالقاسم حالت؛ و «شب دیدار» با شعری از سیمین بهبهانی. همه این آثار ارکسترال بودند.

«نقش گناه» شامل مصرعی با عبارت «دل من…» است و در بیات ترک اجرا شده، در حالی که «شب دیدار» با شعر سیمین بهبهانی نیز یکی دیگر از این آثار است.

آثار با دکتر رضا ناروند

رضا ناروند، آهنگساز برجسته، نیز تعدادی اثر زیبا و متمایز برای ایرج خلق کرد. از جمله تصنیف «شمع شب‌افروز» بر اساس غزلی از حافظ؛ «گل و چشمه» در ماهور که ایرج در میانه آن یک بخش آوازی با همراهی قانون اجرا می‌کند؛ «گل‌ریزان» با شعری از عبدالله الفت؛ «زمزمه چوپان» در دشتی که ایرج در آن یک بخش آوازی صعودی اجرا می‌کند؛ «افسون‌ساز» با شعری از کریم فکور؛ و «محو تماشا» بر اساس شعری از بیژن ترقی.

ایرج همچنین با ارکستر دانشجویان به رهبری ناروند در یک فیلم فارسی‌زبان اثری اجرا کرد. «صبح ده» با شعری از اصغر واحدی و «شکار دل‌ها» با شعری از پرویز افشارپور نیز از دیگر آثار ناروند برای ایرج هستند.

آثار با حسین واعظی تبریزی

از آثار حسین واعظی تبریزی برای ایرج می‌توان به «گل ناز» در بیات اصفهان با شعری از رضا شمس؛ «مگه می‌شه» در شور؛ «لاله‌های صحرا» در سه‌گاه؛ و «دستخوش» در بیات اصفهان با شعری از بیژن سمندر اشاره کرد.

از دیگر آثار این آهنگساز برای ایرج می‌توان به «گمگشته» در شور با شعری از حافظ؛ «عجب» در همایون؛ «شهر نور» در افشاری، شامل بخش‌های شکسته و عراق؛ «کوچه به کوچه» در سه‌گاه؛ «یخ یخ» با شعری از محمدعلی شیرازی؛ «ای خدا» با شعری از رضا شمس؛ «قسم» با شعری از رضا شمس؛ «بهاری ندارم»؛ و ترانه «برو درو وا کن» اشاره کرد.

آثار با عبدالعلی وزیری

شاید افراد کمی بدانند که خواننده مشهور عبدالعلی وزیری، که تار نیز می‌نواخت، چند تصنیف و ترانه برای ایرج ساخته است. ظاهراً او به جز ایرج، برای خواننده دیگری آهنگسازی نکرده است.

از جمله این آثار «بر اشکم خندیدی» با شعری از معینی کرمانشاهی، در همایون، و «می‌خوردی» با شعری از معینی کرمانشاهی است.

آثار با پرویز یاحقی

پرویز یاحقی پدیده‌ای شگفت‌انگیز در نوازندگی ویولن ایرانی بود. ایرج و یاحقی علاوه بر برنامه‌های متعدد گل‌ها، در بسیاری از اجراهای آوازی و ترانه‌های دیگر نیز با یکدیگر همکاری کردند.

از جمله آن‌ها «به مژگان سیه کردی» بر اساس شعری از حافظ، در شور؛ «هیچ همدم و هم‌نفسی ندارم» در شوشتری و بخش مخالف شوشتری از مجموعه همایون؛ و «ز غمت چه گویم آخر» در مخالف همایون هستند.

«در مجلس نظری با دگری داشت» در شور با فرهنگ شریف اجرا شد. «چه باز در دلت آمد» در بیات اصفهان با فرهنگ شریف و فضل‌الله توکلی اجرا شد. «مشکنِ دوست که غیر از تو مرا یاری هست» بر اساس شعری از سعدی، در شور با منصور صارمی اجرا شد. «از آتش گل دامن گلزار نسوزد» نیز اثر دیگری بود که با فرهنگ شریف اجرا شد.

تعدادی از اظهارنظرهای پرویز یاحقی درباره ایرج نیز باقی مانده است. یاحقی معتقد بود ایرج همه ویژگی‌های لازم برای یک خواننده بزرگ را داراست. او می‌گفت بیشتر خوانندگان، حتی بسیاری از خوانندگان گل‌ها، فاقد یک یا چند مورد از این ویژگی‌ها بودند. به همین دلیل، هرگاه با ویولن آواز ایرج را همراهی می‌کرد، واقعاً از قدرت و سبک صدای او شگفت‌زده می‌شد.

یاحقی همچنین به یاد می‌آورد که ایرج گاهی بخش‌های ملودیک مبهم و به‌ندرت اجراشده‌ای را می‌خواند که او را شگفت‌زده می‌کرد و وادارش می‌ساخت با ویولن خود به صدای ایرج پاسخ دهد.

ایرج و دیگر هنرمندان

ایرج همواره از مهارت یاحقی در نوازندگی ویولن تمجید می‌کرد و از دیگر نوازندگان بزرگ، از جمله اسدالله ملک و حبیب‌الله بدیعی، نیز به نیکی یاد می‌کرد.

از دیدگاه ایرج، یاحقی آن‌قدر موسیقی‌دان قدرتمندی بود که هنگام نوازندگی می‌توانست عملاً کل ارکستر را هدایت و راهبری کند.

ایرج همچنین درباره خوانندگانی که تحسینشان می‌کرد صحبت کرده بود. او گفت: «من واقعاً صدای نادر گلچین را دوست دارم.»

ایرج تصنیف‌های دیگری نیز با آهنگسازان و موسیقی‌دانانی از جمله پرویز مقصودی، منوچهر لشگری، بزرگ لشگری، امیر پازوکی، علی اکبرپور، حسن لشگری، غیاثی، عتابکی، گودرزی، بابک افشار، هنرجو، مهرافشان و دیگران اجرا کرد.

از جمله این آثار «من کیستم، حکایتی از یاد رفته» با شعری زیبا از نواب صفا؛ «ما در راه عشق تو اسیران بلاییم»؛ و اجرای آوازی «آن نه روی است که من وصف جمالش دانم» است که در بیات اصفهان و دشتی اجرا شده است.

سرزندگی و تازگی احساس

ایرج خواننده‌ای محبوب است و خود را بخشی از مردمی می‌داند که در میان آن‌ها زندگی می‌کند. او هرگز نتوانسته است خود را از مردم جدا کند. یکی از دلایلی که مردم اغلب می‌پرسند چرا ایرج با وجود سنش همچنان در میان آن‌ها محبوب است، همین موضوع است.

برخی او را به این دلیل نقد می‌کنند که خود را به سطح یا سبک خاصی محدود نکرده است. با این حال، راز ماندگاری ایرج دقیقاً در انرژی و فعالیت مداوم او نهفته است. روحیه سرزنده او به وی اجازه داد که علاوه بر اجرای رپرتوار سنتی آواز در برنامه‌های گل‌ها، از طریق ترانه‌ها و موسیقی فیلم‌های فارسی‌زبان خود را با گونه‌ای متفاوت نیز هماهنگ کند.

این توانایی، همراه با ارتباط عمیق او با مردم عادی، به ایرج کمک کرد فعال باقی بماند. او ذاتاً فردی گوشه‌گیر نیست. با وجود سن بالا و دشواری‌های روزگار، همواره تلاش کرده است در کنار مردم و طرفدارانش باقی بماند.

در طول سال‌ها، بسیاری از دوستان و همراهان موسیقایی ایرج پا به سن گذاشتند یا از دنیا رفتند. با این حال، ایرج همچنان برای افراد بااستعداد ارزش قائل بود و از موسیقی‌دانان و خوانندگان جوان‌تر در حلقه هنری خود استقبال می‌کرد. به این ترتیب، او توانست فعالیت‌های هنری خود را از سر بگیرد و کارش را با نسل جدید ادامه دهد.

ایرج و محبوبیت او

ایرج برای سیراب کردن عطش موسیقایی خود، در مجالس خصوصی موسیقی بی‌شماری با هنرمندانی مانند اسدالله ملک، فرهنگ شریف، فضل‌الله توکلی، مهیار فیروز‌بخت و شاگردان مدرسه آواز خودش، از جمله امیر احسان فدایی، شرکت می‌کرد. این مجالس فرصت‌هایی برای تبادل موسیقایی، ضبط و اجرای آثار جدید فراهم می‌کردند.

در آن زمان، پروژه‌هایی نیز برای آلبوم‌هایی مانند «مست عشق» و «عقیق» در جریان بود و ضبط اثری با حضور ایرج و امیر احسان فدایی در حال آماده‌سازی بود. ظهور احسان خواجه‌امیری نیز در ارتباط با این فعالیت‌های موسیقایی مورد بحث قرار گرفته است.

ایرج و محبوبیت او

به دلیل هنر برجسته و شخصیت تحسین‌برانگیزش، بسیاری از خوانندگان مشهور درباره ایرج با گرمی سخن گفته‌اند. برخی صدای او را منحصربه‌فرد و هنرش را تکرارنشدنی توصیف کرده‌اند.

غلامحسین بنان، در صحبت درباره خوانندگانی که تحسینشان می‌کرد، گفت اگر خوانندگانی که نام برده است به خود واقعی‌شان وفادار بمانند، آن‌ها را خوانندگان خوبی می‌داند. او اضافه کرد: «من ایرج را خیلی دوست دارم. صدایی آماده و آماده‌به‌کار دارد.»

محمدرضا شجریان، علاوه بر حضور و سخنرانی در مراسم بزرگداشت ایرج و توصیف صدای او به‌عنوان معیاری که دیگران را می‌توان با آن سنجید، در مصاحبه‌ای دیگر نیز درباره توانایی‌های ایرج صحبت کرد. هنگامی که از او پرسیدند چرا در آن مراسم شرکت کرده است، شجریان توضیح داد که آموخته است واقعیت‌ها را بپذیرد و جنبه‌های مثبت آن‌ها را مطرح کند. او از صدای استثنایی ایرج و ویژگی‌های موسیقایی‌ای که از شنیدن آواز او آموخته بود، سخن گفت.

شجریان همچنین به فعالیت‌های بعدی ایرج و ادامه فعالیت موسیقایی او اشاره کرد و گفت ایرج تمرکز خود را حفظ کرده و به تولید و ضبط آثار ادامه داده است.

در ادامه، ماجرای دیداری مربوط به امیر احسان فدایی، که شاگرد ایرج بود، نیز روایت می‌شود. فدایی در حضور ایرج قطعه‌ای آوازی در شوشتری اجرا کرد و ایرج با ویولن او را همراهی کرد. فدایی ویولن را از اسدالله ملک آموخته بود و بعدها «گل سرخ» از آلبوم «پرنده» را اجرا کرد؛ اثری که فضل‌الله توکلی برای او ساخته بود.

این روایت همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که احسان خواجه‌امیریِ جوان چگونه از طریق یک ضبط صوتی مورد توجه قرار گرفت که به دست ایرج رسیده بود. این ضبط به‌عنوان صدای پسربچه‌ای جوان توصیف شده بود و کسانی که آن را شنیدند، از کیفیت صدای او شگفت‌زده شدند. این داستان به‌عنوان بخشی از روابط و تبادلات موسیقایی گسترده‌تری که پیرامون ایرج و نسل جوان‌تر شکل گرفته بود، روایت شده است.

ایرج و دیگر هنرمندان

درباره آقای ایرج باید منصف بود و پذیرفت که او صدایی استثنایی و تحریرهای آوازی چشمگیری دارد. چگونه می‌توان چنین ویژگی‌هایی را انکار کرد؟

هر هنرمندی ابزار، نگاه و سلیقه خاص خود را دارد و هنرمندان ممکن است در شرایط متفاوتی قرار بگیرند. برای مثال، یک شنونده ممکن است بگوید خواننده‌ای نباید قطعه خاصی را بخواند. این مسئله به سلیقه فردی مربوط است. ممکن است یک نفر اجرای خاصی را دوست نداشته باشد، در حالی که بخش دیگری از جامعه از آن لذت ببرد. با این حال، باید به این واقعیت احترام گذاشت که بخش قابل توجهی از جامعه آن سبک خوانندگی و آن نوع اشعار را پذیرفته و پسندیده است.

این دیدگاه در زمینه دوستی نزدیکی که سال‌های بسیاری وجود داشته، بیان شده است. منظور این بوده که سلیقه هنری امری شخصی است، اما ویژگی‌ها و دستاوردهای یک هنرمند نیز باید منصفانه مورد توجه قرار گیرد.

پژوهشگر و خواننده، اسماعیل اصنا–عشاری، به یاد می‌آورد که هنگامی که در مدرسه موسیقی میرزا عبدالله مشغول مطالعه و تحلیل اجراهای آوازی ایرج بود، یکی از قطعات آوازی ایرج را می‌خواند که استاد محمدرضا لطفی وارد اتاق شد. لطفی پرسید آیا قطعه‌ای که خوانده می‌شود اثر ایرج است و اشاره کرد که این اجرا در همان سبک است. او از شیوه آواز خواندن ایرج به‌صورت باز و روشن، بدون فشردن صدا، تمجید کرد.

لطفی سپس خاطره‌ای از استاد عبدالوهاب شهیدی نقل کرد که زمانی در حال شنیدن اجرای ایرج از رادیو بود و گفته بود صدای ایرج فوق‌العاده قدرتمند و عمیقاً تأثیرگذار است.

محمد اصفهانی، خواننده مشهور، در پاسخ به ابراز تحسین ایرج از صدای او، نوشت که ایرج عشق او در آواز و خواننده‌ای واقعاً تکرارنشدنی است. او گفت افتخار می‌کند که استاد به او اعتماد کرده و رضایت خود را از او ابراز کرده است.

حسام‌الدین سراج، خواننده برجسته، نیز تحریرهای ویژه ایرج و سرزندگی و تازگی آواز او را ستود. او به یاد می‌آورد که در نوجوانی علاقه فراوانی به ایرج داشته و چیزهای بسیاری از سبک او آموخته است.

ایرج همواره با آغوش باز از دیگر هنرمندان استقبال کرده است. عکس‌های او با موسیقی‌دانان متعدد، حضورش در برنامه‌های مختلف هنری و شرکت منظم او در مراسم بزرگداشت دیگر هنرمندان، همگی این ویژگی شخصیتی او را تأیید می‌کنند.

تعامل مستمر میان موسیقی‌دانان بر نسل بعدی نیز تأثیر گذاشت. رفت‌وآمد مکرر موسیقی‌دانان بزرگ به خانه ایرج به ایجاد محیطی برای تبادل موسیقایی کمک کرد و به شکوفایی موسیقی در خانواده انجامید.

ایرج سرانجام نخستین آلبوم مشترک خود با احسان خواجه‌امیری را با عنوان «من و بابا» منتشر کرد؛ اثری که پیوند دیگری میان نسل ایرج و نسل جوان‌تر خوانندگان ایرانی ایجاد کرد.